توضیحات
این سند با هدف ارائه چکیدهای از مباحث بنیادین نظریه جامعهشناسی معاصر تدوین شده است. بخش اول (فصل اول) به بررسی زمینههای تاریخی و فکری ظهور نظریه جامعهشناسی اختصاص دارد. نویسنده با اشاره به تأثیر انقلابهای صنعتی و سیاسی، و همچنین دگرگونیهای مذهبی، نشان میدهد که چگونه این تحولات بستر لازم برای پیدایش علم جامعهشناسی را فراهم کردند. در ادامه، نقش نیروهای فکری مانند جنبش روشناندیشی و واکنش محافظهکارانه در برابر آن، بهویژه در فرانسه، تحلیل میشود. شخصیتهای کلیدی این دوره مانند آگوست کنت (پدر جامعهشناسی) و امیل دورکیم معرفی شده و افکار آنها در بستر واکنش به انقلاب فرانسه و روشناندیشی تبیین میگردد. همچنین، ریشههای جامعهشناسی آلمانی با تمرکز بر کارل مارکس، ماکس وبر و گئورک زیمل، و تأثیر فلسفههای هگل و کانت بر آنها بررسی میشود.
بخش دوم (فصل دوم) به تحول نظریه جامعهشناسی در آمریکا و بریتانیا میپردازد. در مورد آمریکا، زمینههایی چون دگرگونیهای اجتماعی پس از جنگ داخلی، نقش مذهب پروتستان، و پیدایش نظامهای دانشگاهی نوین مورد بحث قرار میگیرد. سپس مکتب شیکاگو به عنوان یکی از نخستین کانونهای جامعهشناسی آمریکا معرفی شده و شخصیتهای برجسته آن مانند آلبین اسمال، ویلیام تامس، رابرت پارک، چارلز هورتون کولی و جورج هربرت مید معرفی میشوند. در ادامه، به ظهور و افول کارکردگرایی ساختاری و نقش تالکوت پارسونز و رابرت مرتون پرداخته میشود. همچنین نظریههای رادیکالتر مانند کار سیرایت میلز، نظریه کشمکش، نظریه تبادل، و روششناسی مردمنگارانه (با تأکید بر هارولد گارفینکل) معرفی میگردد. در نهایت، بحث با ظهور و سقوط نظریه نظامها و چالش نظریه فمینیستی در جامعهشناسی به پایان میرسد.





نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.